با کلیک بر روی 1+ جیب نت را در گوگل محبوب کنید

آفرینش آدم

شاید برای خیلی از شما ها سوال شده باشد که از آفرینش حضرت آدم و انسان ابوالبشر چند سال می گذرد، و در جواب به اعدادی مثل چند هزار سال و یا چند میلیون سال رسیده باشید،چندی پیش در مراسمی این سوال مطرح شد و کسی جواب درستی برای این سوال که حضرت آدم چند سال پیش به روی زمین آمد، نداشت، بنابراین تصمیم گرفتم که تحقیقی در این زمینه انجام بدهم و حاصل آنرا در اختیار شما عزیزان قرار دهم تا هر کس که علاقه مند بود مطالعه کند و بداند که از زمان خلقت حضرت آدم چقدر می گذرد! پس در ادامه ی مطلب با جیب نت همراه باشید:

از زمان حضور حضرت آدم در زمین تا کنون حدود ۶۰۰۰ سال می گذرد، این در حالی است که قدیمی ترین فسیل انسان که تا کنون بر روی کره ی زمین پیدا شده ۲۵ میلیون سال قدمت دارد. حال سوالی که ممکن است پیش بیاید این باشد که: چگونه این دو گانگی قابل توجیه است؟

در پاسخ باید گفت که این امر هیچ منافاتی با گفته های قرآن کریم و آموزه های دینی ندارد. قبل از حضرت آدم نسل هایی از انسان وجود داشته که با نسل انسان کنونی متفاوت است و گونه های آن ها امروزه منقرض شده اند منظور از این شش هزار سال نسل آدم ابوالبشر است که از نسل حضرت آدم هستند.

آدم

بر طبق اعتقاد ادیان ابراهیمی آدم منشا تمام انسان هاست. ابتدا در بهشت می زیست و همسرش حوا نام داشت. آدو حوا توسط شیطان رجیم فریفته می شوند و از میوه ی درخت ممنوعه می خورند، برای همین خدا آنها را از بهشت اخراج میکند و بر روی زمین می فرستد و از مقام پادشاهی بهشت خدا به مقام بشریت تنزل می کنند. پس از اخراج آدم از بهشت اولیه توبه ی انسان از گناه در پیشگاه خدا صورت گرفت که در نهایت این توبه ها توسط خداوند بزرگ پذیرفته شد. در دین اسلام حضرت آدم را نه تنها اولین انسان ابوالبشر بلکه نخستین پیامبر نیز میدانند.

همچنین حضرت آدم را آدم التراب می نامند و کنیه اش ابوالبشر است. او از دیدگاه شیعه دارای فرزندان زیادی بوده ولی نام تعدادی از آنها که در روایات موجود بوده عبارتند از: قابیل، هابیل،اقلیما،لوذا،شیث،یافث

قبل از خلقت آدم

آنچه که در احادیث و دست نوشته های اسلامی موجود است، قبل از خلقت آدم ابوالبشر، ساکنان زمین را موجوداتی به نام نسناس و جنیان تشکیل می دادند. با توجه به روایات آنها هفت هزار سال در زمین زندگی میکردند و پس از آنکه فسق و فجور در آن ها زیاد شد، خداوند پرده ی حجاب را از دنیا برداشت و به ملائکه فرمود که ای ساکنان آسمان بر زمین و اهل آن از جن و نسناس نظر کنید. و زمانی که ملائکه بر آنها نظر کردند بسیار متاسف و غضبناک شدند.

سپس ملائکه رو به خدا کردند و گفتند: پروردگارا توئی خالق عزیز قادر عظیم الشان و اینها مخلوقات ضعیف و ذلیل پست تو هستند؛ که متنعم به نعمت‌های تو و در قبضهٔ قدرت تواند و بدینگونه معصیت تو کرده و فساد در زمین می‌نمایند و تو به آن‌ها غضب نمی‌کنی و از آن‌ها انتقام نمی‌کشی و حال آنکه تو خداوند بینا و شنوا هستی، خدایا این معنی بر ما بسیار گران و در نظر ما بزرگ است.

خداوند متعال در جواب ملائکه فرمود: من خلیفه ای در زمین قرار میدهم که حجت من بر روی زمین باشد.

فرشتگان به خدا گفتند: خداوندا آیا خلیفه ای را از جنس مفسدان و خون ریزان بر می گزینی؟ آن حجت را از بین ما قرار بده.

و خداوند در جواب گفت: من می‌دانم چیزی را که شما نمی‌دانید، بدرستیکه من اراده نموده‌ام که خلق نمایم خلقی را بید قدرت خود و قرار دهم در ذریهٔ او انبیاء مرسلین و بندگان صالحین وائمه مهدییین را و آن‌ها را خلفا خود گردانم. در میان خلق تا رهنمایی کنند آنرا به طاعت و عبادت من و بازدارند آنرا از معاصی و نسنان را از میان بردارم و جنیان را در هوا در بیابان‌های قفر ساکن گردانم و بین آن‌ها و نسل بنی آدم حجاب قرار دهم. ملائکه گفتند: خداوندا تو از هر عیب و نقص مبرائی و چرا در کار تو روا نیست و ما نمی‌دانیم مگر آنچه تو بما تعلیم فرمائی.

در نوشته‌ها آمده است که به دلیل این چون و چرا، فرشتگان به پانصد سال دوری از عرش گرفتار شدند، پس به نزد خدا آمدند و به توبه و انابه پرداختند.

و خداوند در نهایت به ملائکه فرمود: بدرستیکه من بشری را خلق کرده ام از گل خشک شده و از گل سیاه متغیر متعفن.

خلقت آدم

از امام محمد باقر نقل شده: چون مشیت الهی به آفرینش انسان تعلق گرفت، از طرف یمین یک غرفه آب گوارا برداشت و با خاک مخلوط ساخت و گل خشک شد و از جانب چپ یک قبضه آب شور ناگوار برداشت و گل ساخت، بعدا هر دو گل را با هم مخلوط و از ممزوج طینتین آدم را آفرید.

آنچه در نوشته های اسلامی و قرآن موجود است، خداوند گل آدم را در برابر عرش خود قرار داد، سپس به ملائکه جهات ( که مراد از آنها شمال-جنوب-صبا-دبور است) فرمان داد تا بادهای مختلف را بر گل آدم بدمند و طبع های چهارگانه صفراء، سوداء،بلغم و دم را بر آن جاری سازند.

صفراء از تاثیرات باد جنوب است که نتیجه ی آن ایجاد علاقه به زنان، آرزوی زیاد و حرص است.

سوداء از تاثیر باد بور بوده و نتیجه ی آن غضب، سفه،شیطنت،تکبر،تمرد و عجله می باشد.

بلغم از تاثیرات باد شمال است که در طینت او ایجاد شد، علاقه به غذا، شراب، حلم و رفق از نتایج آن است.

دم از تاثیرات باد صبا است، که منظور خون است، علاقه به فساد و لذت ها، ارتکاب محرمات و پیروی از مشتهیات از نتایج آن است.

در نهایت خداوند انسان را خلق نمود و چهل سال به همان حال بدن او را بدون روح به حال خود گذاشت و شیطان به دفعات به نزد پیکر آدم می آمد و از خود می پرسید: این پیکر برای چه خلق شده؟ اگر خداوند به من فرمان سجده کردن در برابر این موجود را بدهد، من در برابر آدم سجده نخواهم کرد.

وقتی مدت ۴۰ سال تمام شد، روح در پیکر آدم دمیده شد. در نوشته آمده است که روح از پای انسان وارد بدن او شد و در نهایت زمانی که روح به بینی آدم رسید، او عطسه کرد و برخاست و نشست و گفت: الحمد لله

پس از خلقت آدم

خداوند پس از خلقت حضرت آدم برای اینکه به فرشتگان خویش برتری آدم را اثبات نماید و آنکه مقام خلافت بالاتر از آن است که آن ها توانایی کسب آن را داشته باشند، به آدم علم اسماء یعنی اسم های کوه ها، دریاها، بیابان ها، نباتات، حیوانات و چیزهای دیگر را آموخت. سپس خداوند ملائکه را به گرد هم آورد و برتری آدم را به آن‌ها اثبات نمود. فرشتگان نیز با مشاهده این امر اعلام عجز و ناتوانی نسبت به آدم کردند. طبق قولی که خداوند از فرشتگان گرفته بود مبنی بر اینکه پس از دمیده شدن روح در آدم باید بر او سجده کنند، به دستور خداوند فرشتگان بر آدم سجده کردند.

همین مسئله مقام و منزلت آدم را نشان می‌داد، زیرا سجده به غیر از خدا بر دیگر موجودات روا نیست. به همین دلیل در نوشته‌های مکتوب و احادیث آمده است که سجده به آدم به ماننده سجده بر خدا بوده است.

تمام ملائکه به آدم سجده کردند جز ابلیس که امام رضا گفته اند که نام اصلی وی حارث و نامی که با آن شهرت داشته عزازیل بود که به دلیل تکبر، حسادت نمود و از سجده امتناع ورزید. شیطان به خداوند گفت: پروردگارا مرا از سجده بر آدم معاف دار، تا من به نحوی عبادت انجام و بطوری اطاعت کنم از تو که هیچ ملک مقرب و نبی مرسلی چنان عبات نکرده و نکند.

خداوند پاسخ داد: ما را به عبادت تو نیاز نیست و عبادت آن است که من می‌خواهم و من می‌گویم، نه آنچه تو می‌خواهی.

خدواند به شیطان فرمود: «چه چیز مانع شد تو را از سجده کردن به انسان و شیطان جواب داد: «من از آدم برترم، مرا از آتش و آدم را از گل آفریدی.»

خدواند در جواب ابلیس فرمود: هبوط کن از منزلتی که داری و خارج شو از صف ملائکه که اینجا مقام و مکان خاشعان و مطیعان است نه جای سر کشان و متمردان، بیرون رو که تو از صاغران و پست فطرتان هستی.

پس شیطان از خداوند مهلت خواست تا روز معلوم تا فرزندان آدم را گمراه سازد، شیطان از خداوند در خواست‌هایی را داشت که خدواند نیز ان‌ها را بر آورده کرد و دلیل آن این بود که شیطان در آسمان دو رکعت نماز خوانده بود که هر کدام چهار هزار سال طول کشیده بود. در خواست‌های شیطان از این قرار بودند:

بداند روز معلوم چه روزی است.

بتواند بر فرزندان آدم مسلط گردد.

در پیکر آنان جاری شود.

در برابر هر فرزند از نسل آدم صاحب دو فرزند از نسل خود شود.

شیطان انسان ها را بتواند ببیند ولی فرزندان آدم او را نتوانند ببینند.

و در نهایت خواست که بتواند به هر شکل و ظاهری در نزد انسان ها ظاهر شود.

سپس خداوند شیطان را پست و حقیر از درگاه خود بیرون کرد.

خلقت حوا برای آدم

خداوند سپس، حوا را خلق نمود. دین شکل که خداوند آدم را در خواب کرد سپس حوا را آفرید و به حوا امر کرد که آدم را تکان دهد تا وی بیدار شود. آدم از جایش بلند شد و موجودی زیبا و نیکو رو را در برابرش دید، پس پرسید: «کیستی تو؟». و حوا جواب داد: مخلوقی هستم که خدا مرا آفریده، چنانچه می بینی.

در این موقع آدم عرض کرد: خداوندا کیست این موجود زیبا که من هم صحبتی و نزدیکی با وی را دوست دارم و مایلم به وی نگاه کنم.

خداوند فرمود این آمه و کنیز من است، آیا می خواهی که همیشه با تو و انیس و هم سخن تو باشد؟

آدم عرض کرد: خداوندا، آری مایلم.

پس قرار شد که حوا به شرط آنکه آدم همه علوم کائنات و دینی را به وی بیاموزد، همسر وی گردد، سپس آدم به حوا گفت: «نزد من آی…» و حوا جواب داد: «نه، تو نزد من آی!» و بعد خداوند به آدم فرمود که تو باید به نزد حوا روی.

و این چنین آدم و حوا به عقد هم در آمدند و خداوند آن‌ها را وارد بهشت کرد و به آنها اجازه خوردن و آشامیدن از همه ی نعمات بهشتی را داد جز یک درخت که فرمود :به این درخت نزدیک نگردید وگرنه از ظالمان  هستید.

ولی شیطان آنها را فریفت و آنها بعد از خوردن از میوه ی درخت ممنوعه به فرشتگان دستور داد که آدم و حوا را به خاطر این نافرمانی از بهشت خارج و به زمین تبعید کنند، آدم از خدا طلب بخشش کرد ولی خدا توبه ی او را قبول نکرد و گفت باید به زمین بروی تا توبه ی تو را بپذیرم. به هنگامی که حضرت آدم قصد خروج از بهشت را داشت نام پاک خداوند را بر زبان راند و گفت (بسم الله الرحمن الرحیم) و جبرئیل گفت: ای آدم کلام بزرگی را بر زبان آوردی، باشد که خدا به خاطر آن از گناه تو در گذرد. خطاب شد: ای جبرئیل بگذار به زمین برود و نسل او زیاد شود، من به برک بسم الله، فوج فوج گنه کار بیامرزم و از برای بسم الله خواص و نتائح و فوائد بسیار است، هر کس بخواهد اطلاع بر آن‌پیدا نماید بر او است که مراجعه به کتب اخبار نماید.

آغار حیات در زمین

آدم به محض اینکه به زمین آمد و چشم باز کرد شیطان را دید و رو به درگاه خداوند متعال کرد و گفت: خداوندا مرا طاقت و توانایی  زندگی و به سر بردن با او نیست.

و خداوند فرمود: ای آدم جزاء هر گناه را همان یک معصیت می‌نویسم و پاداش هر عمل نیکو را از ده تا هفتصد برابر.

خداوند آدم و حوا را از هم جدا کرد و آدم را در کوه صفا و حوا را در مروه قرار داد. آدم چهل شبانه روز به سجده و گریه و توبه پرداخت تا آنکه جبرئیل بر او نازل شد و راه توبه کردن را به او آموخت تا توبه اش مستجاب گشت و دوری آدم و حوا به پایان رسید.

پس از مدتی که آنها با هم همبستر شدند، حوا دو شکم دو قولو می زاید در شکم اول قابیل و خواهرش اقلیما و در شکم دوم هابیل و خواهرش لوذا را می زاید.در اثر وسوسه های شیطان هابیل به دست قابیل کشته می شود. حضرت آدم که متوجه کشته شدن هابیل می گردد، چهل شبانه روز به خاطر مرگ فرزندش گریه میکند تا اینکه به او وحی شد از طرف خداوند به او فرزندی داده می شود که قائم مقام هابیل می گردد.و طولی نکشید که حوا فرزندی پاک و منزه زایید که نام او را شیث گذاشتند. پس از شیث خداوند فرزند دیگری به نام یافث به آدم عطا کرد. زمانی که آن دو بزرگ شدند خداوند به فاصله ی یک روز دو حوری برای آنها فرستاد. حوری اول که همسر شیث گردید نزله نام داشت و حوری دوم که همسر یافث گردید منزله نام داشت. شیث از همسرش صاحب یک پسر و یافث از همسر خود صاحب یک دختر شدند. خداوند به آدم دستور داد که پس از آنکه آنها بالغ شدند آنها را به عقد یکدیگر درآورد و بدین ترتیب بود که نسل بشر گسترش یافت.

حضرت آدم عمری طولانی داشت که بر اساس روایات ۹۳۰ سال می باشد. ایشان در مکه درگذشت و همان جا دفن گردید. بعدها پیکر او را به نجف بردند و حالا در نزدیکی علی بن ابیطالب آرمیده است.

برای خواندن مطالب بیشتر در وبلاگ جیب نت اینجا کلیک کنید.

جهت ثبت آگهی و تبلیغات اینترنتی اینجا کلیک کنید.

Facebookgoogle_pluslinkedinrssinstagrammail
Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail
شاید برای خیلی از شما ها سوال شده باشد که از آفرینش حضرت آدم و انسان ابوالبشر چند سال می گذرد، و در جواب به اعدادی مثل چند هزار سال و یا چند میلیون سال رسیده باشید،چندی پیش در مراسمی این سوال مطرح شد و کسی جواب درستی برای این سوال که حضرت آدم چند سال پیش به روی زمین آمد، نداشت، بنابراین تصمیم گرفتم که تحقیقی در این زمینه انجام بدهم و حاصل آنرا در اختیار شما عزیزان قرار دهم تا هر کس که علاقه مند بود مطالعه کند و بداند که از زمان خلقت حضرت آدم چقدر می…

بازبینی عمومی

امتیاز کاربران: اولین ارسال کننده باشید!
0

پاسخی بنویسید

از وبلاگ نویسان عزیز دعوت به همکاری می شود رد کردن