با کلیک بر روی 1+ جیب نت را در گوگل محبوب کنید

دفتر شعر من

گاهی برای آرامش دل چند خطی می نوشتم
از دردها و غصه هایم شعر می ساختم
دفتر شعر من محرم اسرارم بود
دفتر شعر من مرهم دردهایم بود
تو از راه رسیدی و مانند یک دفتر شعر بودی
آنقدر بزرگ و بی انتها که تمام شعرهایم را در تو پیدا کردم
از وقتی تو آمدی دیگر دفتر شعری ندارم
تو مرهم تمام دردهای من شدی و من دیگر شعری برای سرودن ندارم
آری تو خود دفتر شعر من شدی
دفتر شعری که گاه مانند غزلیات حافظ و شهریار دلرباست
و گاه مانند اشعار پروین پند آموز
و گاه مانند یک شعر سپید بدون قافیه و پیچیده
و گاه مثل دفتر شعر من پر از درد
تو پر از دردهای من شدی و دفترت پر شد از دردهای من
و دفتر من خالی از درد شد
دفتر من پر شد از عشق به تو
مدتی است که دیگر شعری نمی نویسم
و بر روی دفترم تنها یک چیز می نویسم
و آن نام توست که تمام اشعار دنیا را در خود جای داده
تو زیبا ترین دفتر شعر هستی که قلم روزگار نگاشته و من قلمم را به احترامت به زمین میگذارم
و تنها برای آخرین بار آن را به دست گرفته و آخرین جمله دفتر شعرم را می نویسم
می نویسم که همسر عزیزم دوستت دارم

Facebookgoogle_pluslinkedinrssinstagrammail
Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmail
گاهی برای آرامش دل چند خطی می نوشتم از دردها و غصه هایم شعر می ساختم دفتر شعر من محرم اسرارم بود دفتر شعر من مرهم دردهایم بود تو از راه رسیدی و مانند یک دفتر شعر بودی آنقدر بزرگ و بی انتها که تمام شعرهایم را در تو پیدا کردم از وقتی تو آمدی دیگر دفتر شعری ندارم تو مرهم تمام دردهای من شدی و من دیگر شعری برای سرودن ندارم آری تو خود دفتر شعر من شدی دفتر شعری که گاه مانند غزلیات حافظ و شهریار دلرباست و گاه مانند اشعار پروین پند آموز و گاه مانند یک…

بازبینی عمومی

امتیاز کاربران: اولین ارسال کننده باشید!
0

یک دیدگاه

پاسخی بنویسید

از وبلاگ نویسان عزیز دعوت به همکاری می شود رد کردن