با کلیک بر روی 1+ جیب نت را در گوگل محبوب کنید

دلتنگی

گاهی دلم میگیرد و احساس میکنم فرسنگها از خودم دور افتاده ام
می خندم ولی نه از ته دل
گریه میکنم ولی نه از ته دل
براستی مرا چه شده؟
این سوالیست که این روزها از خود می پرسم
آرامش خود را در کجا گم کرده ام که نمیتوانم آنرا پیدا کنم
در خیابان راه میروم نه آنگونه که خود دوست میدارم آنگونه که از نگاه مردم در امان بمانم
این روزها دیگر در جلوی آینه نمی ایستم و حال خود را نمی پرسم
فکر میکنم دنیا حق دارد که مرا فراموش کند
کسی را که خود را فراموش کرده است همه حق دارند فراموش کنند
این روزها دردهایم فرصت زندگی را از من گرفته اند
دردهای مردم که بماند
آرامش من کجایی؟ کجا باید تو را بجویم که اندکی در آغوشت آرام بگیرم
دل تنگ گذشته می شوم ولی چه سود که با یاد گذشته حال را از کف میدهم
دلتنگ جوانی کردنم
دلم از دروغ هایی که می شنوم و نباید به روی خود بیاورم گرفته
می گویند این رسم زمانه است برخی از حرف ها را نباید شنید
نمی دانند اینگونه حرفهایی که سعی میکنی نشنوی پیرت می کنند
گاه و بی گاه از کنایه های مردم دلم می گیرد
آنها کنایه می زنند بی آنکه بدانند من اکنون غریبم و آرامش خود را گم کرده ام
متاسفانه این روزها دل به دست اوردن هنر نیست و دل شکستن هنر شده
مردمان با چنان غروری رفتار میکنند گویی فراموش کرده اند که مرگ چقدر نزدیک است
مردمان بی پروا دل می شکنند
این روزها خیلی دلتنگم

گاهی دلم میگیرد و احساس میکنم فرسنگها از خودم دور افتاده ام می خندم ولی نه از ته دل گریه میکنم ولی نه از ته دل براستی مرا چه شده؟ این سوالیست که این روزها از خود می پرسم آرامش خود را در کجا گم کرده ام که نمیتوانم آنرا پیدا کنم در خیابان راه میروم نه آنگونه که خود دوست میدارم آنگونه که از نگاه مردم در امان بمانم این روزها دیگر در جلوی آینه نمی ایستم و حال خود را نمی پرسم فکر میکنم دنیا حق دارد که مرا فراموش کند کسی را که خود را فراموش کرده…

بازبینی عمومی

امتیاز کاربران: اولین ارسال کننده باشید!
0

پاسخی بنویسید

از وبلاگ نویسان عزیز دعوت به همکاری می شود رد کردن